على اصغر ظهيرى

149

قصص الحسين (ع) (فارسى)

28 - غلام تركى وى از قاريان قرآن و غلام امام حسين عليه السل بود . هنگام شهادتش امام حسين عليه السل بر بالينش حاضر شد و صورت به صورتش نهاد و گريست غلام همين كه چشمش را باز كرد و امام را بالاى سر خود ديد لبخندى زد و به شهادت رسيد . « 1 » 29 - انس بن حارث وى از ياران رسول خدا صلّى اللَّه‌عليه‌وآله است كه در غزوه‌هاى بدر و حُنين حضور داشت او از ناقلان حديث رسول خدا صلّى اللَّه‌عليه وآله است و احاديثى را از آن حضرت نقل كرده است من جمله اينكه ، رسول خدا فرمود : اين فرزندم حسين در زمين كربلا كشته خواهد شد ، هر كس آنجا باشد بايد او را يارى كند . « 2 » او در روز عاشورا عمامهءاش را به كمر بست و با پارچه‌اىابروهايش را بالا برده و بست ، امام عليه السل كه او را به اين شكل‌ديد گريست و فرمود : شَكَّرَ اللَّهُ لك يا شيخ ! او با همان سن زيادى كه داشت 18 نفر از لشكريان را به قتل رساند و پس از آن به فيض والاى شهادت نايل آمد . « 3 »

--> ( 1 ) - همان ، ص 317 به نقل از بحار الانوار ج 5 ، ص 30 . ( 2 ) - اسد الغابة ، ج 1 ، ص 349 . ( 3 ) - مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 252 .